خرید بک لینک

می دانستی از حمام که بیرون می آیی مثل پری دریایی می شوی.؟ یک وقت نگی خل شده ام اما برایت اسپند دود می کنم که خودم چشمت نزنم...مطمنم اگر فروغ تو را می دید منظورش از پری دریایی خود تو بودی..در این حد زیبا..در این حد غمگین..تمام تنت را حوله پیچ می کنی و با همان حالت نمناک می نشینی جلوی میز آرایش ات و اصلا به موهای خیس شده ات که آب از آن شره می کند اهمیت نمی دهی..حتی اجازه نمیدهی خشکشان کنم. میترسم سرما بخوری لعنتی..سگرموهایت خیلی توی هم رفته هیوا؟؟نکند حرفهای عاشقانه ی دیشبم دیگر برایت قشنگی آن روزها را نداشت؟؟نکند حرفهای صد من یک قاز همسایه مان که پریروز برایت فال قهوه گرفت دلت را از من سرد کرده و زبانت را بند؟؟نمیخواستم به رویت بیاورم اما دیشب که مست بودیم و شانه به شانه هم می رقصیدیم خودم شنیدم زیر لب میگفتی از تو متنفرم؛؛ حتی وقتی بوسیدمت لبهایت به هم چسبیده بود و سریع از من رو برگرداندی و ترجیح دادی سیگارت را بکشی..دستهایت را دور خودت حلقه کردی و نگذاشتی در آغوش بگیرمت..آغوشت" مثل بن بستی شده بود که دیوارهایش زیادی بلند است و راهی برای رهایی نیست..پیش خودم گفتم شاید این تنفر یک نوع دوست داشتن است و یا شاید تاثیر معکوس پیک آخر... من که اصلا به رو نیاوردم تا رقص قشنگمان قشنگ تمام شود..شاید از اینکه پیر شده ام و چین و چروک پیشانی ام مرا یک مرد بد ترکیب کرده و دیگر آن شور و هیجان جوانی را ندارم از من بریده ایی؟دیشب وقتی زیادی مست بودی حرفهایت بوی چمدان می داد.انگار چیزی درونم می گفت رخت بسته ایی که برای همیشه بروی..می شود حداقل یک طرفه دوستت داشته باشم.؟ قول می دهم حتا اگر صد بار دیگر هم زیر لب بگویی از تو متنفرم دلم نشکند..بگذار برایم شبیه آهنگی باشی که روی تکرار گذاشته ام و دوست ندارم هیچوقت تمام شوی..

ما به هم قول داده بودیم هیوا یادت رفت؟؟

قول میدهم دیگر نبوسمت...

قول میدهم دیگر شانه به شانه ات نرقصم..

اصلا هر وقت خواستی توی اتاقت بمان..

در اتاقت را قفل کن..

همیشه اخمو باش..

تا آخر شب تنهایی بیرون قدم بزن...

ولی..

بگذار..

صدای کلید انداختنت به در..

وقتی که می آیی..

هر شب"

توی گوشم تکرار شود...

من..

1 ات را هم دوست دارم..

فقط کمی ..

با دیوانگی ام بساز...

می شود هیوا؟

برچسب: نویسنده: حدیث خلیلی تاريخ: يکشنبه 7 اسفند 1401 ساعت: 16:10

صفحه بندی