خرید بک لینک

قارچ سمی...

آدمهای به بن بست رسیده حتی اگر روی شانه هایشان بال در آورند شوقی برای پرواز و رهایی ندارند زیرا آن طرف دیوار باز یک جهنم دیگر دهن باز کرده تا قورتشان بدهد ..جهنمی با رنگ و لعاب زیبا همچون قارچ های سمی که فریب دادن را خوب بلد است.. وقتی یک نفر قصد خودکشی دارد هرگز جلویش را نگیرید .بگذارید حلقه ی طناب دار کار خودش را بکند و عفونت غم و اندوه توی دلش را از ریشه بخشکاند. بگذارید از بالای طناب دار چیزهایی که بزرگ به نظر می رسیدند ببیند که چقدر کوچک اند و لحظه ی آخری کمی آرام بگیرد و خیالش راحت باشد که آرزوهایی که برایشان دست و پا میزد زیاد هم بزرگ نبودند..اگر او را منصرف کنید "وقتی دوباره به لجن زار زندگی اش بر میگردد فقط چوب خط مصرف قرصهای اعصابش "بی خوابی های تا دم صبحش " پُک زدن های سنگین به سیگار هایش و سوگواری های بی دلیلش" پُر می شود..فقط لطف کنید و اگر دیدید وقتی طناب به گردن انداخته و یک لحظه چشمش را بست 'با لگد صندلیِ زیر پایش را خالی کنید .شاید همان چشم بستنِ دوباره امیدی واهی را به خاطرش بیاورد و از خودکشی منصرف..

پ ن: تظاهر ب اینکه اتفاقی رخ نداده و رفتن توی عالم هپروت و بی اعتنایی به خاطرات تلخ این چند ماه هم تاثیری نداشت..دارم خودم را گول می زنم اما نمی دانم چرا گول نمیخورم..منه به ظاهر قوی جنبه ی اینجورد زخم را نداشتم..

برچسب: نویسنده: حدیث خلیلی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 18:06

صفحه بندی