عهد بسته ام به جبر حیاتی که در آن بهار خزان می شود و درخت سیب زمستان شکوفه می دهد و بودا در کلیسا اذان می خواند و باید چشم در چشم او بدوزم و ابتدا در دلم تو را نیت کنم و بگویمش فلانی دوستت دارم...
+ تاريخ شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 0:45 نويسنده reza |