از بچگی حس خوبی به بوی گلاب نداشتم راستش آدم را یاد قبر و تنهایی و شیون و مویه کردن زن های چادر مشکی می اندازد.چادرهای خاکی و کلی الهی قربانت شوم های لرزان .تازه دارم می فهمم چرا از خرداد متنفرم .خرداد فصل گل آب گیری و باد های بی در و پیکری است که خودشان هم نمی دانند برای چه می وزند .فقط چشم آدم را پر از غبار می کنند و می روند .غباری که به تنهایی این دل لامصب ناخنک می زند تا درد از خواب بیدار شود.هرچه با خودم کلنجار می روم نمی توانم این ماه را به بهار نسبت بدهم .خرداد یک فصل سوای از تمام فصول است .فصلی که بوی مرگش بیشتر از ماه های دیگر است.تمام شو خ ر د ا د .
برچسب:
نویسنده: حدیث خلیلی