یکی دیگر از بدی های زندگی این است که باید غصه ی" غصه های نیامده را هم بخوریم..این تحمیل بی رحمانه از دردهای زاییده نشده که همان نیش خندهای گاه و بی گاهمان را هم میگیرد مثل آخرین میخ روی تابوت است و شنیدن کلمات انگیزشی از اطرافیان وقتی دلشان می سوزد و حال خرابمان را میبینند " برایمان مثل آب در هاون کوبیدن ..کاش به همان سلام خالی اکتفا میکردند و در ادامه اش به جای واژه ی خوبی ؟فقط میگفتند زنده ایی؟ که مجبور نشویم برای توضیح ندادنه حوصله ی خط خطی مان به گفتن 1 های شاخ دار عادت کنیم " و بگوییم ممنون خوبم..خیلی خوب ..
پ ن : امید ب رهایی نیست..
برچسب:
نویسنده: حدیث خلیلی