خرید بک لینک

نوشتنم مثل دردی شده که نمی ترکد...مثل ابری که نمی بارد و انگار در آسمانش زنی 1 میکشد تا زایمان کند اما تلاشش بیهوده است.گمان کنم کسی به کودکی که درون رحم آن زن گرفتار شده تمام اسرار را لو داده و گفته که دنیای بیرون همه اش دروغ است و چیزی به اسم خوشبختی وجود ندارد و زندگی زندانی بیش نیست.. انگار کسی به آن کودک سفارش کرده نیا ' برگرد ' اگر هم آمدی سعی کن مرده بیایی و مادرت را هم بمیرانی که صدای فریادش در آسمان باران شود و ابرها سبک...

کاش من هم مرده می آمدم..

.

پ ن: این فروردین لعنتی به سخت ترین شکل ممکن دارد تمام می شود .من که آدم کم بیاری نیستم اما دیگر تاب اردیبهشت را ندارم.کاش برای معجزه اینقدر منت خدا را نمی کشیدم.شاید به شیطان متوسل شدم.هنوز تصمیم قطعی نگرفته ام.خدایا می شنوی؟؟ دارم به رانده شده ات پناه می برم..

برچسب: نویسنده: حدیث خلیلی تاريخ: يکشنبه 20 فروردين 1402 ساعت: 15:41

صفحه بندی