من 1 بخش هایی از خودم را زنده نگه داشته ام...
حس لامسه ام که مراقب هست وقتی فنجان داغ چایی را نگه داشته ام و برای لحظاتی ذهنم به یک جایی از گذشته زل می زند سریع واکنش دهد و فنجان را روی میز بگذارد که پوست دستم تاول نزند.
حس شنوایی ام که هنوز پا برجاست وقتی اتفاقی قصه های دوران کودکی ام از رادیو پخش می شود ناخداگاه مثل همان سالها یک بالشت بر می دارم میگذارم نزدیک ترین جایی که صدای قصه بلند تر است و سرم همانجا پهلو میگیرد تا تمام شود..
هنجره ام که هنوز خفقان نگرفته و شبها وقتی قدم زدن های یک نفره ام به درازا می کشد و کوچه های تاریک ترسناکتر"
شروع میکنم به سوت زدن تا خوف تاریکی فراموشم شود..
و بینایی ام " که به گیس های صاف و بلنده مشکی آلرژی دارد و چشمهایم را وادار به فاتحه خواندن و اشک ریختن و مویه کردن می کند....
من هنوز بخش هایی از خودم را زنده نگه داشته ام.هرچند تلخ.هرچند سخت..
برچسب:
نویسنده: حدیث خلیلی