خرید بک لینک

رفتن نه شال می خواهد نه کلاه .نه بدرقه می خواهد نه کاسه ی آب.نه چمدان می خواهد نه قطار.گاهی وقتها رفته ای و همه چیزت از آن جایی که کوچ کردی هنوز سر جایش هست و تکان نخورده ، مثل چشم و گوش و دست و پا و نفسی که از روی عادت در گلو آمد و شد می کند و آدمک های بدلی که از روی عادت با خنده ات لبخند می زنند ، ماتم که می گیری به احترامت زیپ دهانشان را می کشند و گاه به حدی از مهربانی می رسند که دستانت را می بندند و برایت عشق پوست می گیرند و از روی عادت ،دوستت دارم هایشان را تعارفت می کند.آدمک های بدلی که خیلی وقت پیش رفته اند و هیچ چیزشان از جایی که کوچ کرده اند تکان نخورده ...

پاورقی : ملالی نیست جز تا کجا و تا کی حمل کردن مابقی این ز ن د گ ی.

برچسب: رفتن, نویسنده: حدیث خلیلی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 1:34

صفحه بندی