خرید بک لینک

راستش حتی به خوابم هم که بیایی دیگر مثل چند سال قبل نیست که از صبح بیدار شدن آن شب ' تا غروب دلم کوک باشد و هر اتفاق بدی هم که برایم بیوفتد ککم نگزد و فقط کارم این باشد تا تمام لحظه هایی که تو را در رویای دیشبم دیدم مرور کنم و از بوی دامن کوتاهت که سرم را توی دشت گل هایش ولو کرده بودم سر خوش باشم ..راستش حتی به خوابم هم که بیایی دیگر مثل چند سال قبل نیست که صدای جیلینگ جیلینگ النگوهایت توی پرده ی گوشم را با چشم بسته هزار بار پلی کنم و چرت عاشقانه بزنم و برای موهای بلندت که لای انگشتانم پیچ و تاب میدادم غش و ضعف...منه امروز یک آدم تسلیم شده و بی آزاری هستم که نهایت واکنشم به خواب خیالی تو این است که وقتی بیدار شدم چهار پنج دقیقه ایی به سقف اتاق خیره شوم تا هر تصویری از تو یادم مانده فراموش کنم و زندگی ام را با 1های 1 ادامه دهم که زخم بیشتری نخورم و نقاب بی معنی خوشحالی ام ترک بر ندارد و دروغ لبخندهایم بر ملا...این منه امروز آن منه سالها قبل را خیلی وقت پیش با دستان خودش خفه کرده " قبرش را کنده و بدون تاریخ فوت دفن...این منه امروز که فوبیای آلزایمر داشت و اکنون برایش شده آرزو..

برچسب: نویسنده: حدیث خلیلی تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 15:36

صفحه بندی