
شبیه یک قطعه از موسیقی هستی که همیشه روی تکرار هی پلی می شود آنقدر که پرده گوشم شروع به غر زدن می کند و می گوید لامصب تمامش کن دارم کر می شوم و چشمان زبان بسته ام هی سنگ ترازو آویزان می کند به مژه هایم و زور می زند تا کرکره اش را پایین بکشد و نمی تواند، اما دلم به هر دوشان می گوید رگ خواب این آدم لجباز دست من است هیس بگذارید توی عالم هپروت خودش باشد با همانی که دوستش دارد، همانی که بوی عطر گردنش ق...
ادامه مطلب